تبليغاتX
یا غیاث المـــستــغیثین

 سلام دوستان عزیز در ادامه تفسیر سوره صافات به این آیات رسیدیم

 

ترجمه آیات 11و12و13

از آنها بپرس : آیا آفرینش آنها سخت تر است یا آفرینش فرشتگان (آسمتن و زمین) ما آنها را از گل چسبنده ای آفریدیم.

تو از انکار آنها تعجب می کنی ، ولی آنها مسخره می کنند!

وهنگامی که به آنها تذکر داده می شود هر گز متذکر نمی شوند.

تفسیر:

آنها که هر گز حق را پذیرا نمی شوند

 

در این آیات به دنبال بحث گذشته که در مورد آفرینش و قدرت خداوند بود ؛ می فرماید که از مشرکان بپرس آیا آفرینش و معاد آنها سخت تر است یا آفرینش فرشتگان و آسمانها و زمین .

قرآن می فرماید: آفرینش انسان در مقابل عالم هستی چیز مهمی نیست چرا که مبداء آفرینش انسان یک مشت خاک چسبنده بیش نبوده است .

مبداء آفرینش انسان نخست خاک بود سپس با آب آمیخته شد کم کم به صورت لجن بد بوئی در آمد و بعد بصورت گل چسبنده ای شد.

 

سپس می فرماید : تو از انکار آنها نسبت به معاد تعجب می کنی ولی آنها معاد را مسخره می کنند.

 

قرآن خطاب به پیامبر می فرماید : تو آنقدر با قلب پاکت مساله را واضح می بینی که از انکار آن در شگفتی فرو می روی ؛ اما این کافران بی دین آنقدر آن را محال می دانند که آنرا مسخره می کنند.

عمل این زشتکاران تنها نادانی و جهل نیست ، بلکه لجاجت و عناد هم است ، لذا هنگامی که به آنها یاد آوری می شود (یاد آوری دلایل معاد و مجارات الهی ) هرگز متذکر نمی شوند و هچنان راه خود را ادامه می دهند ( و اذا ذکروا لا یذکرون )

حتی از این بالاتر هر گاه معجزه ای از معجزات تو را می بینند نه تنها خودشان مسخره می کنند ، دیگران را هم به مسخره کردن وادار می کنند .

ومی گویند این فقط سحر آشکاری است و نه چیز دیگر!

تعبیر انها از بکار بردن کلمه ((این)) به منظور کوچک شمردن و بی ارزش نشان دادن معجزات و آیات الهی است ، و تعبیر  سحر  به این خاطر بوده که از یکسو اعمال خارق العاده پیامبر قابل انکار نبوده است و از سوی دیگر نمی خواستند آنها را معجزه بدانند و در برابر آن تسلیم شوند .

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 6:46  توسط عــقیل خان   | 

 

بی تابم به نوا امشب 

          دارم ذکر تو را بر لب           

                             یاد تو نرود از دل

                                            دارم داغ تو را دردل

 

دلم نیومد از ابوالفضل (ع) مطلب ننویسم

آخه به علی اصغر و ابوالفضل(ع) علاقه زیادی دارم

 

ابوالفضل (ع)سردار رشید سپاه علمداری که در مبارزه هماورد ندارد ، در روز عاشورا عباس ساقی می شود ، اذن جهاد ندارد ؛ برای آوردن آب راهی فرات می شود . فراتی که مهریه زهرا (س) است .  ابوالفضل (ع) در نبرد روبرو کشته نشد بلکه از دور و از پشت مورد هدف قرار می گیرد . با همه جراحات و سختی ها امید ابوالفضل (ع) به رساندن آب به خیام حرم است . که دشمن با تیری که به مشک آب زد امید عباس را نا امید کرد . چه سخته آدم امیدی که داره را از دست بده .

و چی بر دل حسین (ع) گذشت . آخه برادر برای  آدم پشت و یاور است.اونم یک همچین برادر رشیدی ؛ چه بر سر اقا ابا عبدالله (ع) امد وقتی که دید پیکر برادرش غرق به خون و پاره پاره است . چه شد که وقتی بالای سر عباس آمد فرمود  : ( عباس الان کمرم شکست ) . آی بمیرم برات حسین جون .

 

یا ابوالفضل (ع)

یا حسین (ع)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:24  توسط عــقیل خان   | 

 ادامه از وبلاگ گروهی

 

تفسیر سوره صافات (آیه ششم وهفتم )

پاسداری آسمان از نفوذ شیاطین !!

در آیات گذشته سخن از صفوف مختلف فرشتگان الهی بود که ماموریتهای بزرگی بر عهده دارند و در آیات مورد بحث از نقطه مقابل آنها یعنی گروههای شیاطین و سرنوشت آنها سخن می گوید . و می تواند مقدمه ای باشد برای ابطال اعتقاد جمعی از مشرکان که شیطان و جن را معبود خود قرار می دهند و در ضمن درسی از توحید در لابلای آن نهفته است.

نخست می فرماید : ما آسمان نزدیک(پایین) را به زینت ستارگان تزیین کرده ایم

به راستی یک نگاه به صفحه آسمان در شبهای تاریک و پر ستاره چنان منظره زیبایی در نظر انسان مجسم می سازد که اورا مسحور و مفتون خویش می سازد. منظره ستارگان آنقدر زیباست که هرگز چشم از دیدن آن خسته نمی شود. بلکه خستگی را از تمام وجود انسان بیرون می کند

جالب اینکه می گوید :آسمان پایین را با کواکب تزیین کردیم در حالی که فرضیه ای که در آن زمان بر افکار و دانشمندان حاکم بود می گفت فقط آسمان بالا آسمان ستارگان ثوابت است (آسمان هشتم طبق فرضیه بطلیموس) ولی چنان که می دانیم بطلان این فرضیه ثابت شده است . نکته جالب دیگر اینکه از نظر علم امروز مسلم است که چشمک زدن زیبای ستارگان به خاطر قشر هوایی است که اطراف زمین را فراگرفته و آنها را به این کار وا می دارد . اما در بیرون جو زمین ستارگان خیره خیره نگاه می کنند و فاقد تلالو هستند. واین با تعبیر آسمان پایین تناسب دارد.

درآیه بعد به محفوظ بودن صحنه آسمان از نفوذ شیاطین اشاره کرده می گوید: ما آن را از هر شیطان خبیث مارد حفظ کردیم. مارد از ماده مرد (بر وزن سرد ) در اصل به معنی سرزمین بلندی است که خالی از هرگونه گیاه باشد . به درختی که از برگ برهنه شود نیز امرد گویند.و در اینجا منظور از مارد کسی است که عاری از هر گونه خیر و برکت و به تعبیر خودمان بی همه چیز باشد . می دانیم که یکی از طرق حفظ آسمان از صعود شیاطین به وسیله گروهی از ستارگان است که شهاب نامیده می شوند که در آیات بعد به آن اشاره خواهد شد.

                               

                                                              ..............ادامه دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 7:21  توسط عــقیل خان   | 

خیلی سخته کسی رو که خیلی دوستش داری

                                    کسی که خیلی دلت می خواد ببینیش

                                                         حتی یک بار هم ندیده باشی

خیلی تحملش مشکله که دوست داشته باشی

                               ولی نتونی باهاش حرف بزنی

خیلی رنج آوره که بدونی

         اونم دوستاش را دوست داره و خیلی با کرم و فضل است .

                      و تو خودت را از اون بی نصیب ببینی

 

اره ، خـــیلی ســــــــــخته انتظار ،

انتظار معشوقی که تو فقط می تونی برا آمدنش دعا کنی

 

وقتی فکر می کنم ،

 سخت تر از همه اینه که

 به پایان زندگی ام برسم ولی هنوز در آرزوی دیدنش باشم .

 

 

برای سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات .

اللهم عجل لولیک الفرج .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 7:1  توسط عــقیل خان   | 

 

تولد قائم آل محمد (عج ) ؛ حضرت مهدی بر تمام شیعیان و منتظران آنحضرت مبارک باد .

 

یا مــــــهدی (عج )

 

zzzzzzzzzzzzzzzzzzz

 

فدات بشم آقاجون کی میایی ؟

 

کی میایی تا چشمامون به جمالت روشن بشه ؟      - یعنی میشه .!

 

آآه .. آقاجون ما که دیگه از بس منتظرت موندیم جون به لب شدیم .

 

ما که قابل شما نیستیم ، آقاجون ، ولی برات دعا می کنم . زودتر بیایی

 

آقاجون بیا و برامون شب انتظار را به سپیده ظهور روشن کن .

 

یا مهدی (عج ) یک دنیا در انتظار ظهورت لحظه شماری می کنه .

 

تا کی انتظار ؟؟ چقدر دوری ؟؟

 

ولی چقدر خوبه وقتی که بیایی

 

آنوقتی که آدم بتونه رایحه بهشتی ات را استشمام کنه .

 

چه لحظه ای برای عاشقی که به چنین معشوقی برسه .

 

ان شاء الله که هرچه زودتر قدم رو چشم ما بگذاری و بیایی .

 

اللهم لولیک الفرج .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 7:47  توسط عــقیل خان   | 

 

امروز آفتاب از کدوم ور در آمد    که تو غایب دوباره پیدا شدی

دوباره زمزمه افتاد تو خونه       یک بهونه واسه حرف ها شدی

تو سوار مرکب عشق امدی        تکیه بر این خونه ویرون زدی

 

تا قیامت منت تو بر سرم  امشب از شب های پیش عاشق ترم

 

خونه تنهایی را رنگی بزن     ساز را بردار امشب اهنگی بزن

من برای با تو بودن زند ه ام      ازهمه دنیا دیگه دل کند ه ام

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 6:21  توسط عــقیل خان   | 
سلام دوستان عزیز

ببخشید که یک مدت نتونستم آپ کنم آخه اصلا رو نت نیومدم  - گرفتار بودم

خب الان می خوام به همه دوستان عزیز این روز خجسته را تبریک بگم

 

تولد امام حسین (ع)

 بر همه شما دوستان گلم مبارک باد

ان شاءالله از شفاعت شدگان این امام بزرگوار باشیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 7:5  توسط عــقیل خان   | 

خیال انگیز وجان پرور، چو بوی گل سراپایی     نداری غیر از این عیبی که می دانی که زیبایی

من از دلبستگی هــای تو با آیینه ، دانستم     که بر دیدار طاقت سوز خود ، عاشق تر از مایی

به شمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را     تو شمـع مجـلس افروزی ، تو ماه مجــلس آرایی

منم ابروتویی گلبن،که میخندی چو می گریم     تویی مهر ومنم اختر، که می میرم چو می آیی

مراد ما    نجویی ، ورنه رندان هوس  جو  را          بــهار شادی انگیزی ، حــریف بــاده پــیـمایی

مه روشن ، میان اختران پنهان  نمــی ماند        میان  شاخه های گل مشو پنهان که  پیــــدایی

مرا گفتی که از پیر خرد پرسم   علاج   خود         خود  منع من از عشق تو فرماید  ، چه فرمایی ؟

من آزرده دل را ،     کس   گره از کار نگشاید       مگر ای اشک غم امشب ، تو از دل عقده بگشایی

رهی،تا وارهی از رنج هستی ترک هستی کن    که با این نـاتوانی ها ، به تــرک جان تـوانایی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 7:49  توسط عــقیل خان   |